ناتمام




Tuesday, May 27, 2003
 
يک روز با مطبوعات
۱. تور جهيزيه کيش!!!
۲. {حمله لباس شخصي ها به مانتو فروشي ها} && {نيروي انتظامي : جمع کردن مانتوهاي کوتاه کار ما نيست} ==> ...... خوبه ، کار من هم نيست !!!
۳. پاسخ صدا و سيما به اظهارات آرمين : « ... آيا پخش چند ثانيه اي و تار برهنگي يک فرد ، دغدغه شرعي بودن را در ايشان برانگيخته است؟ .... اگر اشکال شرعي داشت چرا مراجه بزرگوار تقليد نه تنها اشکال نکردند که از صدا و سيما تشکر نمودند؟!!! .... عجيب تر اينکه پس از اينکه جامعه ، اين اقدام گردانندگان برلين را محکوم کرد و قوه قضاييه عوامل آنرا محکوم کرد ، امروز اين اقدام را غير فرهنگي دانسته اند .... » ==> چه جالب! برو بابا حال نداري!
۴.حسن روحاني : ايران نسبت به اعضاي القاعده تسامحي نخواهد داشت !!! ==> يعني امريکا اينقدر خوب شده؟!!! تو اين کشور همه دارن بهش حال ميدن!
۵.قوه قضاييه فيلترينگ سايتهاي اينترنتي را بررسي ميکند.
۶.در اروميه اکيپ ويژه گشت بانوان به ۳۴۰۰ نفر از زنان براي رعايت حجاب تذکر داده است!!! ==> کي حال داشته اينارو شمرده!

نظرخواهي دو روزه که خيلي طول ميکشه باز شه! نميدونم چشه، تنها کاري که ميتونم بکنم اينه که دعا کنم زودتر درست شه!

تنها راه آغاز کردن ، آغاز کردن است.





Sunday, May 25, 2003
 
درست وقتي که فکر ميکني خيلي خوشبختي و خوشحال ، وقتي که فکر ميکني در اوج هستي ، با چند تا اتفاق ساده ، همچين با کله ميخوري زمين که خودت هم نميفهمي از کجا خوردي! به قول بعضيها فواره هر چي هم که اوج بگيره بالاخره نزول ميکنه. هر چي که بيشتر صعود کنه محکمتر کلش ميخوره به زمين. اين از اين! و اما مطلب بعدي. باز هم به قول بعضيا و به تاييد خيليا (!) ، ببين داداشه من! خواهره من! اعتماد نکنين! ده اعتماد نکن ديگه! به هيچ کس! حتي نزديکترين رفيقت(بحث خانواده جداست) هر چي بيشتر به کسي اعتماد کني، در صورتيکه از کسي که بهش اعتماد کردي لطمه ببيني بيشتر خورد ميشي ، بيشتر داغون ميشي. اونوقت قانع کردن خودت براي دليل وجود اين اعتماد خيلي سخت ميشه.

خيلي جالبه! نماينده هاي مردم نامه مينويسن به رهبر ، اونوقت هيچ روزنامه اي حق انتشار اونو نداره! پس کي تو اين کشور محرمه؟ کي تو اين کشور حق داره حرف بزنه؟ هنوز هم مسئولين فقط خدمتگذار مردم و امانتدار حکومت مردم هستند؟

کي گفته مطلب جديد که پابليش ميشه نبايد ديگه در مورد مطالب قبلي نظر داد؟!!!

وقتي امنيت هدف اصلي شما در زندگي باشد ، زندگي شما محدود به بودن ميشود ، نه زندگي کردن.





Saturday, May 24, 2003
 
اصلاْ اين به من چه .
نظراي نظر خواهي همش صفر شده ، احساس کچلي ميکنم !

جهت از سرعت حرکت مهمتر است. به قدري درگير سرعت هستيم که به جهت نما توجه نداريم.





Wednesday, May 21, 2003
 
نظرخواهي اينجا رو با کمک يه دوست مهربون عوض کردم و من هم رفتم اينجا .خوشگل شده؟
يه نيگاهي به آرشيو کردم ، جو گرفت خيلي احساس باحالي کردم گفتم يه چيزايي از آرشيو رو بنويسم اينجا ! شايد نديده باشين :دي

•من از دیشب تو کفم ،آخه آجیل چه جوری میتونه مشکل گشا باشه!

•

• چگونه وبلاگ خود را معروف کنیم!؟اگه میخواهین تعداد خواننده هاتون چند برابر بشن ، دستورات زیر رو اجرا کنین: *خودتون را در بدو ورود به عرصه وبلاگ یک آدم مهم مثل خاتمی یا خامنه ای یا مصباح یا علی دایی یا قربونش برم این بچه قرتیه محمدرضا گلزار (!) یا هدیه تهرانی جون یا جرج بوش یا پطر کبیر یا حداقل مایکل جکسون معرفی کنین و به چند تا از وبلاگهایی که خفنوار خواننده دارن بگین: داداشه من! ما فلانی هستیم یالا یه خبر در مورد وبلاگ نویس شدن ما منتشر کن! و با نوشتن این مطلب در موردتون، همه مطلع میشن و وبلاگستان را خواهین ترکاند! *در نظر خواهی وبلاگای معروف که روزی هوار تا خواننده دارن نظرات تابلو بدین که سایر نظر دهندگان ترغیب به بازدید وبلاگتون بشن! (این روش تأثیر باور نکردنی ای دارد) *در مورد مطالب شنیع و خلاف عفت عمومی (!) مطلب بنویسین و قصه های خیالی با درصد شناعت بالا منتشر کنین! (اگر خوب از عهده این مورد برآیید تضمینی نونتون تو روغنه!)( توضیح نویسنده: باور کنین راست میگم کافیه به لیست top 1000 nedstat که این بغل گذاشتم دقت کنین و مثلاً ببینید پیشی روزی چند تا ویزیتور داره و چی مینویسه!) *خوشگل باشین! و در یک قرار وبلاگی شرکت کنین! بقیه کارها خودش ریدیف میشه! *در وبلاگتون الکی بنویسین فردا می خواین خودکشی کنین و از زندگی خسته شدین و از این برنامه ها! *بمیرین! این روش هم مثل روش بالا توسط چند نفر تجربه شده و کار میکنه! *یه وبلاگ پر طرفدار باشین! مثل hoder *کم کمش رفیق فابریک افراد ذکر شده در مورد فوق باشین تا هر روز بهمتون لینک بدن و انسانهای عزیز ازاتون بازدید کنن! *به من بگین تا شما رو معرفی کنم و روزی حداقل یک ملیون و سیصدو سی و دو هزار و صد و بیست و چهار نفر ونیم خواننده پیدا کنین! *ناز بشین الهی! همه این کارا رو کردین بازم معروف نشدین؟پس یه راه بیشتر براتون نمونده، مورد بعدی رو بخونین! *قید معروف شدن رو بزنین! آخه میخواین معروف شین که چی؟ هر چی بیشتر خواننده داشته باشین پیام های تهدید آمیز بیشتری از جانب عزیزانی که پیغام میدهند" به من لینک بدهید" دریافت خواهین کرد. تازه همه وقت خود را باید مصروف جواب ایمیل و کامنت دادن کنین! برین به زندگیتون برسین که خربزه آبه! با روزی 5 تا ویزیتور هم (که 4 تاش خودتونین) زندگی میگذره!

ببينين بچه اون موقع ها به چيزايي که فکر نميکرده!!! شايد باز هم احساس باحالي کردم يه سري مطلب قديمي ديگه هم گذاشتم! و اما سخن امروز :
در زندگي انسان لحظه اي بهتر از زماني که ميبخشيم و بخشيده ميشويم وجود ندارد!




Sunday, May 18, 2003
 
اينجا رو بخونين ببينين اين احمق چطوري فکر ميکنه!!! :
« شاهزاده رضا پهلوي در پاسخ به سوالي در مورد نقش خود در آينده مي گويد: در مرحله کنوني من به عنوان کاتاليزاتور نيروهايي که خواهان دمکراسي و آزادي هستند عمل مي کنم، هر چند که در آينده در صورتي که مردم در همه پرسي آزاد براي من نقش ديگري را برگزينند، البته شانه از زير چنين مسئوليت خطيري خالي نخواهم کرد!!!»
رو که رو نيست لامصب!

اين آقاي امير فرشاد ابراهيمي هم نامه باحالي به خاتمي نوشته.وقت کردين بخونينش.

روزاي زياد خوبي نيست. حال خيلي از رفيقام گرفتست . ايشالا که همشون قدر زندگيشون رو ميدونن و سعي ميکنن شادتر باشن.

بزرگان زاده نميشوند ، ساخته ميشوند.





Wednesday, May 14, 2003
 
براي چي آدمها رو زنداني ميکنن؟ اگه کسي خطايي مرتکب بشه اونو به زندان ميندازن که هم از خطاهاي بعديش جلوگيري بشه و هم اينکه طرف تنبيه بشه ، چون همه ما خصلت اجتماعي بودن داريم و از تنها بودن گريزان هستيم. خوب حالا اگه يکي بياد و از اين حق خودش يراي زندگي در ميان جمع ، براي رسيدن به اهدافش بگذره‌ ، به اين کار اون چي ميگن؟

عمادالدين باقي : « ما به زندان رفتيم ، روزنامه ها همگي توقيف شدند و عده اي ممکن است هر کاري را که ما در حال انجام دادن آن هستيم به منزله نوعي شکست قلمداد کنند. اما از همان آغاز من فرض را بر اين واقعيت نهادم که روند دموکراسي ميليمتر به ميليمتر پيش ميرود ،کساني که از اين کند بودن حرکت تاريخ ، خسته ، دلزده و مايوس شده اند ، همانهايي هستند که حرکت تاريخ را کيلومتر به کيلومتر پيش بيني ميکردند... اگر در زندان نگاه داشتن من براي مدت سه سال ، پروژه برقراري دموکراسي را حتي يک ميليمتر جلوتر برده است ، من حاضرم بار ديگر به زندان برگردم.» ياس نو ۲۴ ارديبهشت ۸۲

يه سررسيد باحال گير آوردم که جمله هاي جالبي داره. جمله پست قبلي هم از اون بود. سعي ميکنم از اين به بعد جمله هاي قشنگش رو اينجا بنويسم. شايد به دردتون خورد! و اما جمله امروز:
امروز ، اولين روز بقيه زندگي شماست!





Monday, May 12, 2003
 
چيزهايي را که دوست داريد به دست آوريد ، وگرنه سرانجام ناچار خواهيد بود چيزهايي را که به دست آورده ايد دوست بداريد !




Wednesday, May 07, 2003
 


نوشته هاي يه آدم ، اگه با خودش رو راست باشه ، عصاره وجود اون آدمن . تلفيقي از احساس و تجربيات يک شخص و البته هنر منتقل کردن اونا روي صفحه . نوشته هاي هر کس تا حد زيادي نوع نگاه اون به زندگي رو مشخص ميکنه . با خوندن هر وبلاگ مثل اينه که با يک طرز فکر جديد ، يک منبع جديد تجربه ، يک ديد ديگه براي نگريستن به دنيا ، و به طور کلي با يه آدم جديد آشنا ميشم . آدمي که تو دنياي واقعي شايد هيچ وقت نميتونستم باهاش آشنا شم . حالا بعضي از اين آدماي جديد حرفاشون با روحيه من بيشتر سازگاره ، با ديدي به دنيا نگاه ميکنن که براي من جالب تره ، بنابراين بيشتر بهشون سر ميزنم ، به حرفاشون بيشتر فکر ميکنم ، و با قرار دادن لينکشون در وبلاگم سعي ميکنم به بقيه هم اين فرصت رو بدم که با يک انسان جديد که طرز فکرش براي من قابل احترامه آشنا بشن ، چه بسا تجربه هاي اين آدم جديد که قراره باهاش آشنا بشن ، بتونه در ادامه دادن راه زندگي بهشون کمک کنه . شايد به همين خاطره که وبلاگ نوشتن و خوندن رو بين کارهايي قرار دادم که در روز مقداري از وقت من رو ميگيره .


راستي يه سر هم به این وبلاگ بزنين !!! نوشته هاش رو خيلي ميپسندم .





Monday, May 05, 2003
 
چقدر بده آدم حسود باشه ...
چقدر بده آدم خسيس باشه ...
ماديات لياقت حسادت و خساست رو ندارن ...
چقدر من آدم حسوديم ...
چقدر انسان موجود عجيبيه ...




Saturday, May 03, 2003
 
طبق آخرين مذاکراتي که با دو تن از بزرگترين نظريه پردازان قرن به طور مجزا انجام دادم (که اسم وبلاگشون رو نميگم تا دلتون بسوزه!) به نتايج زير رسيديم ، بديهي است که من در اين مذاکرات مستمع بودم و اين عزيزان نظريه پرداز! لذا اگه موافقت يا مخالفتي با اين نظرات دارين در کامنت اين پايين بنويسيد تا اگه حال کردم بهشون بگم! و اما نتيجه بحث : وقتي که دوستي تبديل به عشق بشه دوستي هم خراب ميشه ! عشق هم که خودش خراب خدايي هست ! پس اگه دوست دارين دوستيهاتون زود خراب نشه سعي کنين دور عشق رو خيط بکشين ! بديهيست اکه طرفتون همجنس خودتونه سعي کنين بيخيال اين مطلب شين! اگه خواستين عاشقش هم بشين! عواقبش هم با خودتونه! (ولي اين مطلب در مورد دو تا رفيق ناهمجنس(!) با کمک نظريه نسبيت و کوانتوم انيشتين به اثبات رسيده)



 
آرشيو ماهانه

 
ناتمام