ناتمام




Tuesday, December 31, 2002
 
به قول یکی از دوستان" این resolution صفحه نمایشتون رو ببرین بالا. آخه این چیه همه چیز رو بزرگ میبینین! " من دیروز اینو کشف کردم. خلاصه اگه شما هم 600*800 هستین هر چه سریعتر حداقل 1024*768 کنین. امتحانش که ضرر نداره! اصلاً انگار دنیا رو وسیعتر میبینین! یک حالی میده(البته اگه تا حالا این کارو نکرده باشین.) خیلی از وبلاگها رو هم قشنگتر میبینین. البته وبلاگ من بیریخت تر میشه ولی عیبی نداره فدای سرتون.
راست و دروغش رو نمیدونم ولی دیروز شنیدم اگه آدم شبها در جهت مغناطیسی زمین( که تصادفاً رو به قبله هم هست) بخوابه، آهن بدنش کمتر از بین میره و دچار کمبود آهن نمیشه! یاد جملهء "بمیرید پیش از آنکه بمیرید" افتادم.
بابا چقدر ما مردم فضولی هستیم! تو اتوبوس نشسته بودم که یه دختر و پسره از بغل اتوبوس رد شدن(دست همدیگرو گرفته بودن) . عین آمار، همه اتوبوس برگشته بودن این بنده خداها رو نیگاه میکردن! من اگه جاشون بودم از خجالت آب میشدم(خطاب به خودم: نازی عمو ، تو چقدر خوبی!) یکی نیست بگه آخه به شما چه اینجوری نیگاه میکنین!




Monday, December 30, 2002
 
..... و خدا قاشق را آفرید!



 
چرا وقتی که یه چیز رو از دست دادیم تازه به ارزشش پی میبریم؟(من که اینجوریم) بیایم هر چیز رو، همون موقع که داریم ، قدرش رو بدونیم، نه بعد از از دست دادنش.
شعر دیروز هم که از فریدون مشیریه سر در وبلاگهای آب و آیینه عزیز و کوچه هم هست.گفتم که کپی رایت و از این حرفا ! شعر 4 روز پیش رو هم از وبلاگ مریم نوشته بودم. دیگه حلالم کنین ننه! کسی دیگه طلبی ،بدهی ای ،چیزی از من نداره!یالا بگین که پس فردا مدیونتون نشم!
ذت زیاد!




Sunday, December 29, 2002
 

«یادم آید تو به من گفتی :"از این عشق حذر کن،لحظه ای چند بر این آب نظر کن،آب آیینهء عشق گذران است،تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،باش فردا که دلت با دگران است،تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن" با تو گفتم حذر از عشق! ندانم ،سفر از پیش تو هرگز نتوانم ،نتوانم..."»

آخرین کشف من پس از حدود 13-14 سال که از خوندن ماجرا میگذره : سدی که اگه انگشتت رو از تو سوراخش ور داری خراب میشه ،بیخیالش شو ، همون بهتر که خراب شه! (پترس یادتون هست؟ کتاب فارسی دبستان)




Saturday, December 28, 2002
 
1.من که آخرش هم نفهمیدم کِی کریسمسه! ولی هر وقت که هست (یا بوده) مبارکه!
2.صدای حبیب مثل سوهان میمونه که مغز آدم رو میتراشه! هر کی موافقه تکبیر
3.خیلی حال میده آدم خدا تا درس و پروژه داشته باشه اونوقت بشینه مثل پسرای گل همه وقتشو وبلاگ بخونه و وبلاگ کشف کنه ، مگه نه؟
4.از دلتنگستان که همیشه قشنگ مینویسه:
« زندگی ، فقط يافتن خويشتن نيست ؛ زندگی ، خلق خويشتن است. »
- جرج برنارد شاو




Friday, December 27, 2002
 
چی ؟ چی شده ؟ بهار دوباره منتشر شده؟ چی هست؟ روزنامه؟ دو سال پیش توقیف شده بود؟ خوب مبارکه!
_مبارک صاحابش باشه!
خوب حالا چی مینویسه؟ سیاسیه؟
_آره، دیروز چند تا مطلب جالب هم داشت. یکی اینکه آمار گرفته بودن که 100% افراد فوق لیسانس و 75% لیسانسه ها و 72.5% دانشجوها دوست دارن از این کشور مهاجرت کنند!
_خوب چشم صاحاب مملکت روشن!
_یه جا دیگش هم نوشته بود دو سوم مردم برای اینکه کارشون پیش بره رشوه میدن!
خوب بازم چشم صاحاب مملکت روشن! اصلاً چشمش نورافکن!
*************************
نه ، تو رو خدا شما بگین! Dijkstra هم شد اسم! یکی از رفقا میگفت اول که اسمش رو دیدم فکر کردم اسم همه متغیر های کانتر رو گذاشته رو خودش! (تو برنامه نویسی معمولاً از i , j , k به عنوان counter استفاده میشه) لامصب یک الگوریتم های خفنی هم ساخته که آدمو بیچاره میکنه. من اگه اسمم اینقدر مسخره بود غلط میکردم الگوریتم طراحی کنم!




Tuesday, December 24, 2002
 
آری آغاز دوست داشتن است
گر چه پايان راه نا پيداست
من به پايان دگر نينديشم
که همین دوست داشتن زیباست
اینم یه روش نگاه کردن به زندگیه ،روشی که من باهاش به اون صورت موافق نیستم.
احترام گذاشتن رو حال کنین :" نفس نفس تو سینه ام، عطر نفسهای شماست، اگر که قابل بدونین خونه دل مال شماست،میمیرم از حسادت، دلی که دلدار شماست ....خوشا به حال اون کسی که توی رویای شماست...."

تو تاکسی نشسته بودم که رادیو پیام خبری رو پخش کرد:" دستگاه دروغ سنجی ساخته شده که بوسیله اندازه گیری حرارت صورت کسی که دروغ میگوید ،میفهمد که دروغ گفته است، چون هنگام دروغ گفتن حرارت صورت شخص ناخود آگاه بالا میرود" و این منشأ شروع بحث تلخی شد. راننده گفت: "این دستگاه تو ایران عمراً کار نمیکنه ، چون95% حرفای مردم دروغه،مثلاً رادیو تلویزیون صبح تا شب همش دروغ میگن. اینقدر دروغ عادی شده که در هنگام دروغ گفتن احساسی به شخص رخ نمیده،این دستگاه به درد خارج میخوره که ماهی یه دروغ میگن و هیجان زده میشن."کاری به این که دستگاه کار میکنه یا نه ندارم، اما راست میگفت ، ما که دستگاههای فرهنگ سازیمون(تلویزیون و رادیو) صبح تا شب دروغ و چرت و پرت به خوردمون میدن، مسلمه که این عمل کراهت خودش رو برامون از دست میده و چیز عادی ای میشه. ولی این ماییم که میتونیم همه چیز رو درست کنیم. کافیه سعی کنیم از همین حالا دیگه دروغ نگیم، به هیچ کس ، حتی یه دونه.

اینجا خیلی حال و هوای موعظه به خودش گرفته. حالم از این حال و هوا به هم میخوره، ولی بعضی موقعها واجبه.
اگه با شعر و شاعری حال میکنین یه سر به آب و آیینه بزنین. یه تشکر هم بهش بدهکارم: ممنون از لینک




Monday, December 23, 2002
 
گلناز نوشته :" 400000 زن خياباني در تهران زندگي مي كنند ، ميانگين سني 16 سال ، 70% از آنها مبتلا و يا ناقل ويروس ايدز هستند و 60% شان معتادند ......." و گله کرده که چرا در مورد مردان خیابانی با وجود شرایط مشابه چیزی گفته نمیشه. راست میگه ، تعداد زیادی از مردای ما به خودشون اجازه میدن با وجود اینکه فکر اینکه زنشون بهشون خیانت کنه رو هم به سرشون راه نمیدن (یا اگه مجرد باشن ،همسر آیندشون)، خودشون به راحتی اینکار رو انجام بدن. آخه آقای عزیز ، مگه چه فرقی میکنه؟ مگه هممون انسان نیستیم، پس چطور شما اینکار رو بکنی عیبی نداره ولی اگه زنت بکنه جیزّه !؟ بابا یه کم انصاف هم خوب چیزیه ، آخه چرا اینکارو میکنی؟

الان تلویزیون این عموی مهران غفوریان (اکبر عبدی)داره میگه : " هر کی واسه بقیه لاته واسه ما شوکولاته!" و انتظار داره من بخندم. نمیدونم چرا هر کاری میکنم رغبت نمی کنم که حتی یه تیکه از این "زیر آسمان شهر" مسخره رو ببینم و حالم ازش به هم میخوره،دیگه گندش رو دراوردن.

حالم خیلی گرفتست، کلی هم درس و پروژه نیمه کاره دارم و وقت هم ندارم و 20 روز دیگه هم امتحانا شروع میشه. البته این ترم از ترمای پیش (که اصلاً تا شب امتحان درس نمیخوندم ) کلی بیشتر درس خوندم ولی دلیل نمیشه که!!!

راستی تا حالا این بلورهای یخ رو که صبحهای سرد رو شیشه ماشین درست میشه (و دهن آدم رو سرویس میکنه تا پاک یا آب شه!) دیدین که چقدر قشنگه؟

و زندگی در گذر است ......




Sunday, December 22, 2002
 
دستها میسایم ، تادری بگشایم ،بر عبث میپایم، که به در کس آید، در و دیوار به هم ریخته شان ،بر سرم میشکند.... "نیما"
ای بابا ، نمیدونم اعقاب ما چه گناه نابخشودنی ای کرده بودن که این سرنوشت برای ما رقم زده شده، نمیدونم میتونیم درستش کنیم یا نه ، ولی یه چیز رو میدونم ، اینکه " انسان به امید زندست و تحت هر شرایطی باید سعی خودش رو بکنه"
یه جایی اونور دنیا که ادعای آزادیشون گوش آدم رو کر میکنه، یه جایی که به قول قمیشی "خدا برات لالایی میگه!" تعداد زیادی از هموطنای مارو گرفتن انداختن تو هلفتونی. چرا ؟ چون یه 11 سپتامبری بوده و یه مشت عرب ،نقشه های چند تا "غیر ایرانی" رو ،که کاری ندارم بن لادن بوده یا خود صهیونیستهای پدر سوخته (مهم غیر ایرانی بودنشونه)، اجرا کردن.حالا مییان به اسم مبارزه با این جاهلها ، تحصیلکرده ترین قشر ایرانی رو (که بهشون میگیم مغزها) که از مملکت خودشون به علت جهالت و خودخواهی سردمدارانشون "فرار" کردن ،میگیرن و میندازن تو زندون و جالب اینکه از رو هم نمیرن و هنوز که هنوزه میگن ما "ملت ایران رو دوست داریم و با حکومت ایران مشکل داریم، و میخوایم ملت ایران رو از دست این حکومت نجات بدیم." از اون ور هم میلیونها دلار دارایی بلوکه شده مارو میدن به کسایی که مثلاً چند شب اسیر "جهاد اسلامی لبنان" بودن. یکی هم نیست بگه بلاخره،حرف حساب تو چیه. یه مشت احمق هم اینور نشستن و انگار وظیفشون بهانه دادن دست اونا برای انجام این کاره و اسفناک اینه که "رؤسای ما هستن". چطوری میشه از این بن بست فرار کرد؟
این جناب مشکینی که کم کم داره روی حسنی رو هم کم میکنه گفته:جوانان در سالهای اخیر از نظر مذهبی افت داشتن و آموزش و پرورش باید تلاش بیشتری در این زمینه انجام بده.همچنین فرمودن:" در برخی جاها صحبتهای ناروایی میشود که دانشجویان کف میزنن که ممکن است این صحبتها سبب ارتداد کسی شود ،کاری کنید که این قضایا اتفاق نیفتد نه اینکه زیادتر شود" !
فکر کنم دیگه کم کم باید هممون از وبلاگ و اینترنت خداحافظی کنیم .چون رهبرمون در مورد اینترنت ابراز نگرانی کرده! در ضمن شمس الواعظین هم گفته وجود 3700 روزنامه الکترونیکی فارسی(وبلاگ) حیرت آور است و نشان میدهد که شاهراههای اطلاعاتی و مدیا به روی ما باز است، جایی رو هم که اصلاح طلبا توش دخالت کنن سرنوشتش معلومه!




Saturday, December 21, 2002
 
باز هم یکسال گذشت و یلدا شد. یادتونه پارسال شب یلدا چیکار میکردین؟ به هر حال خوش بگذره




Friday, December 20, 2002
 
تا حالا به این بیت درست حسابی فکر کردین؟
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

سرما خوردم حسابی! خدا نصیبتون نکنه . همش خوابم




Wednesday, December 18, 2002
 
چه چیزایی که به چیزایی ربط پیدا نمیکنه!نظر خواهی من چند روز خراب بود ، میدونین چرا؟ چون دستور base target =_blank رو گذاشته بودم تو قسمت head صفحه . یکی نیست بگه آخه چه ربطی داره! نمیدونم شایدم من خیلی از مرحله پرتم! حالا اگه بخواین جواب سؤالها رو بدین میتونین!




Tuesday, December 17, 2002
 
ندیده بودم این comment ام خرابه هان! از کی اینطوری شده؟



 
چگونه وبلاگ خود را معروف کنیم!؟اگه میخواهین تعداد خواننده هاتون چند برابر بشن ، دستورات زیر رو اجرا کنین:
*خودتون را در بدو ورود به عرصه وبلاگ یک آدم مهم مثل خاتمی یا خامنه ای یا مصباح یا علی دایی یا قربونش برم این بچه قرتیه (محمدرضا گلزار!) یا هدیه تهرانی جون یا جرج بوش یا پطر کبیر یا حداقل مایکل جکسون معرفی کنین و به چند تا از وبلاگهایی که خفنوار خواننده دارن بگین: داداشه من! ما فلانی هستیم یالا یه خبر در مورد وبلاگ نویس شدن ما منتشر کن! و با نوشتن این مطلب در موردتون، همه مطلع میشن و وبلاگستان را خواهین ترکاند!
*در نظر خواهی وبلاگای معروف که روزی هوار تا خواننده دارن نظرات تابلو بدین که سایر نظر دهندگان ترغیب به بازدید وبلاگتون بشن! (این روش تأثیر باور نکردنی ای دارد)
*در مورد مطالب شنیع و خلاف عفت عمومی (!) مطلب بنویسین و قصه های خیالی با درصد شناعت بالا منتشر کنین! (اگر خوب از عهده این مورد برآیید تضمینی نونتون تو روغنه!)( توضیح نویسنده: باور کنین راست میگم کافیه به لیست top 1000 nedstat که این بغل گذاشتم دقت کنین و مثلاً ببینید پیشی روزی چند تا ویزیتور داره و چی مینویسه!)
*خوشگل باشین! و در یک قرار وبلاگی شرکت کنین! بقیه کارها خودش ریدیف میشه!
*در وبلاگتون الکی بنویسین فردا می خواین خودکشی کنین و از زندگی خسته شدین و از این برنامه ها!
*بمیرین! این روش هم مثل روش بالا توسط چند نفر تجربه شده و کار میکنه!
*یه وبلاگ پر طرفدار باشین! مثل hoder
*کم کمش رفیق فابریک افراد ذکر شده در مورد فوق باشین تا هر روز بهمتون لینک بدن و انسانهای عزیز ازاتون بازدید کنن!
*به من بگین تا شما رو معرفی کنم و روزی حداقل یک ملیون و سیصدو سی و دو هزار و صد و بیست و چهار نفر ونیم خواننده پیدا کنین!
*ناز بشین الهی! همه این کارا رو کردین بازم معروف نشدین؟پس یه راه بیشتر براتون نمونده، مورد بعدی رو بخونین!
*قید معروف شدن رو بزنین! آخه میخواین معروف شین که چی؟ هر چی بیشتر خواننده داشته باشین پیام های تهدید آمیز بیشتری از جانب عزیزانی که پیغام میدهند" به من لینک بدهید" دریافت خواهین کرد. تازه همه وقت خود را باید مصروف جواب ایمیل و کامنت دادن کنین! برین به زندگیتون برسین که خربزه آبه! با روزی 5 تا ویزیتور هم (که 4 تاش خودتونین) زندگی میگذره!

(قصد توهین به هیچ عزیزی رو نداشتم، اگه به کسی توهین شده به بزرگی خودش ببخشه)




Sunday, December 15, 2002


 
Words Begins With
A , B , C
Numbers Begins With
1 , 2 , 3
Music Begins With
Do , Re , Me
But LOVE Begins With
You & Me



 
1.از همه عزیزانی که این دو روزه اومدن اینجا و چون اینجا مشکل داشت سر خورده شدن معذرت میخوام ! قهر نکنین دیگه ، بازم بیاین. بجاش template ام رو عوض کردم و نسخه اصلیش هم هست! حال کنید فاصله نسخه اصلی و بتا دو روز بود.حالا خدا وکیلی بهتر از قبلی هست یا نه؟
2.امروز صبح به سبک عرفا از خیابانی خفن گذر مینمودم و اندر تقاطع آن با دیگر خیابانی با ماشینی همزمان رسیدم و ایستادم تا او رد شود و او نیز همان بکرد، پس با اذن او من بگذشتم و در همان احوال بود که قانون اول ناتمام(بر وزن قانون اول نیوتن) را کشف نمودم و فریادی بر آوردم فطیر! و کم مانده بود از شعف سر به بیابان نهم و این است سُرس(source)! قانون:"همیشه حق تقدم با قویتر هاست!"و مر قانون را اثبات آنکه ، هر آنکه شک دارد با پای پیاده در تقاطعی زودتر از کامیونی طویل از خیابان بگذرد!
3.جواب این مشکل بلاگ اسپات که دیروز گفتم رو هم هر کی میدونه بگه لطفاً




Saturday, December 14, 2002
 
1.این blogger مطالب منو هر وقت دلش بخواد همون موقع میفرسته و هر وقت هم حال نداشته باشه با دو روز تأخیر. کسایی که blogspot وبلاگ دارن جواب بدن لطفاً ،مال شما هم همینطوریه یا مال من خرابه؟
2.سکوتم از رضایت نیست،دلم اهل شکایت نیست....



 
template جدید چطوره؟ البته هنوز نسخهء بتاشه!




Wednesday, December 11, 2002
 
سیاست
این آقا مهدی گل که همیشه با نظراتش منو شرمنده میکنه ،لطف کرده و لینک شعر دیروز رو هم نوشته برام.هر کس می خواد تو نظر خواهی دیروز ببینه. قشنگه از دست ندینش. من هم یه تیکشو گذاشتم تو پست دیروز



 
با من اكنون چه نشستن‌ها، خاموشي‌ها
با تو اكنون چه فراموشي‌هاست
چه كسي مي‌خواهد 
من و تو ما نشويم 
خانه‌اش ويران باد 
من اگر ما نشوم، تنهايم 
تو اگر ما نشوي، 
خويشتني 
از كجا كه من و تو 
شور يكپارچگي را در شرق 
باز برپا نكنيم
از كجا كه من و تو 
مشت رسوايان را وانكنيم
من اگر برخيزم 
تو اگر برخيزي 
همه بر مي‌خيزند 
من اگر بنشينم 
تو اگر بنشيني 
چه كسي برخيزد؟ 
چه كسي با دشمن بستيزد؟ 
چه كسي 
پنجه در پنجه‌ي هر دشمن دون 
آويزد

زنده یاد حمید مصدق




 
چه کسی میخواهد

من و تو ما نشویم

خانه اش ویران باد!

(راستش نه دقیق میدونم این شعر از کیه و نه مطمئنم که دقیقاً همین باشه،اگه شما این اطلاعات رو دارین برام بنویسین)




Monday, December 09, 2002
 
ببینین چی تو روزنامه خوندم:"تعداد موشهای تهران 5 برابر انسانهاست،یعنی به ازای هر یک شهروند تهرانی 5 موش در شهر وجود دارد! از زادو ولد یک زوج موش خانگی بیش از 2000 عدد موش در سال بوجود می آید! و در مدت سه سال تعداد جمعیت آنها به 35 میلیون میرسد!" یک مطلب دیگه هم نوشته بود که جالب بود:" ظرف 10 سال آینده وضعیت ایدز در ایران نگران کننده است" ، "اگر دیر بجنبیم نمیتوانیم آنرا کنترل کنیم" ، " آفریقای جنوبی از نظر سواد،جمعیت ، فرهنگ و بسیاری عوامل دیگر شبیه کشور ما است،پیش بینی میشود در این کشور در سال 2010 دو میلیون و پانصد هزار کودک یتیم شده از ایدز وجود خواهد داشت." میدونین این یعنی چی؟ یعنی فاجعه ، پس خواهشاً حتماً مواظب خودتون باشید و کسانی رو هم که میشناسین از این خطر مطلع کنین.بابا آخه یه چیزی هم هست که پیشگیریش خیلی آسونه ولی اگه پیشکیری نشه آدمو به روز سیاه میشونه. این مطالب رو همیشه یادتون باشه .



 
من ازدیروزظهر این مطلب روفرستادم ولی هنوز نفرستاده!




Sunday, December 08, 2002
 
نامردی بود اگه در مورد سرزمین رویایی ننویسم.واقعاً دست نویسنده اش درد نکنه،خیلی زحمت کشیده انصافاً.به همتون (مخصوصاً دختر و پسرایی که ازدواج نکرده اند) اکیداً توصیه میکنم که این وبلاگ رو زیرو رو کنن.مگه چقدر وقت میگیره؟بجاش خیلی مفیده.(البته فکر کنم اکثرتون تا حالا دیده اونجا رفته باشین)
از بانوی شرقی هم خوشم اومد.اگه وقت کردین سر بزنین بهش.
اینهم تعداد خواننده های وبلاگهای فارسی که از nedstat استفاده میکننه.البته لینکش رو بزودی میذارم این بغل. نکات جالبی و عجیبی تو این لیست میتونین پیدا کنین!
این مطلب رنگین کمان هم برام جالب بود:
"جمع آوری و انتقال تجربیات زندانیان سالهای اخیر بسیار خوب است. خوب است که همه بدانند که برای برخی زندانیان روزنامه هایی چاپ شد که حاوی خبرهایی دروغ بود، اخبارهای ساختگی با حضور مجریان تلویزون پخش شد و خبرهای دروغ، تا حد فرار خاتمی و دستگیری همه دوستانشان برایشان نمایش داده شد. خوب است به همه گفته شود که در بازجویی ها چه روشهایی به کار گرفته شد و چه سؤالاتی از زندانیان پرسیده شد."چه بیکارایی پیدا میشن هان!




Saturday, December 07, 2002
 
1.سایه عزیز دوباره داره مینویسه،خیلی خوشحال شدم.
2.من دیشب گفتم باز کن پنجره را....نتیجش رو تو نظر خواهی دیروز حتماً ببینین!
3.این مطلب آلیس منو خیلی تحت تأثیر قرار داد.بخونیدش.
4.روز دانشجو رو هم به همه تبریک میگم.امسال که رئیس جمهورمون هم جا زده و دیگه دیدار با دانشجویان نداره.فقط میتونم بگم متأسفم.




Friday, December 06, 2002
 
باز کن پنجره را....



 
1.یا ایها الذین که اینجا رو میخونین! نظر به اینکه استقبال بی نظیری از فراخوان Wednesday, December 4 من شد که گفته بودم نظرتون در مورد عشق چیه!و با صفر نظر مطلب کاملاً برای من روشن شد،به کلیه عزیزانی که تا این تاریخ نظر داده اند کلید طلایی یک دستگاه بنز آخرین مدل اهدا میشود.روابط عمومی وبلاگ!بعداً نگین ما نظر داده بودیم هان،به خدا هیچکس تا حالا نظر نداده!
2.دیشب که عید نشد،ولی با اینکه عید جمعست هم اگه دوست دارین مبارکتون باشه!

3. سلاخی میگریست،او به قناری کوچکی دل باخته بود
احمد شاملو




Thursday, December 05, 2002
 
آدم آب دریا رو با چنگال یک بار مصرف تخلیه کنه تو تنگ ماهی! ولی یکی ازش اینطوری تعریف نکنه!
اگه فردا عید فطر بشه خداست! 9 واحد میپره!یه کم هویج بدین این علی گالیله بخوره ماه رو ببینه امشب! البته اگه نبینه هم من بهتون مجوز میدم روزه تون رو بخورین!(البته اگه مثل من یوم الشک اول ماه رفته تو پاچتون!)




Wednesday, December 04, 2002
 
آخرش من نفهمیدم یکی که عاشق یکی دیگس، یعنی چی!چی میشه که یکی عاشق میشه؟آخه به نظر من آدم فقط وقتی میتونه یکی رو دوست داشته باشه که تمام خصوصیات مثبت و منفی طرف مقابل رو بدونه و با دونستن خوبیها و بدیها،اونو انتخاب کنه. بدون شک این خصوصیات تو چهره طرف مقابل دیده نمیشه.پس اینایی که با نگاه اول، یک دل نه صد دل عاشق میشن چی میگن؟به نظر من که این فقط میتونه هوس یا در بهترین حالت احساس باشه.فکر نمی کنین آمار طلاق بخاطر همین اشتباه باشه؟البته قیافه به عنوان یک پیش شرط میتونه مهم باشه،ولی نه به عنوان یک شرط. نظرتون رو بنویسین تا من هم استفاده کنم.شاید دارم اشتباه میکنم.من که فکر نکنم آخرش هم بفهمم عاشق شدن یعنی چی وعاشق کسی بشم. نظرتون راجع به این حرف سعدی چیه؟:" آنچه دیری نپاید ، دلبستگی را نشاید."




Tuesday, December 03, 2002
 
پس از توفان
پس از تندر
پس از باران
تو را مي بينم اي گيسو پريشان در غبار باد
تو با من مهربانتر از مني
با من
تو با من مهرباني مي كني چون مهر

حميد مصدق





Monday, December 02, 2002
 
آقا چه سوتی ای دادم من دیروز!راست میگه،حواسم پرته،این حسنی امام جمعهءارومیست!



 
آرشيو ماهانه

 
ناتمام